گالـــری / دانلـــود

مقدمه​​​​​​​
تاریخ محلی یزد هنوز در بسیاری از زمینه ها ناشناخته است . اخبار تاریخ یزد در دوره های اسلامی ، عمدتاً متکی به منقولات "جعفری" و "احمد کاتب" در قرن نهم هجری است و اطلاعات مربوط به ادوار پیش از اسلام نیز اساساً در محدوده ی روایت های افسانه واری مانده است که در همان متون آورده اند . هر چند که در روند دگرگونی های آب و هوای منطقه در هزاره های اخیر ، اکثر منابع آن آب ها از میان رفته و منطقه ی یزد قرن ها است که بیشتر به برکت کاریزها و آب های زیرزمینی به سر می برد ، اما چنانکه پاره ای اسناد و اطلاعات و وضع موجود گواهی می دهند ، نخستین کانون های کشاورزی و فرهنگ منطقه در حوزه ی همان آب های سطح الارضی پدید آمده اند و در پویش تاریخی خود موجب پیدایش آبادی هایی شده اند که قرن ها پیش از اردوکشی های اسکندر به شرق ، دراین منطقه پاگرفته بودند . بنابراین انتساب بنیاد یزد به اسکندر ، یک لغزش تاریخی است ، اما تسلط ارتش اسکندر و سلوکیان بر ایران ، پیامدهایی داشته است که از آن جمله ایجاد پایگاه های نظامی و شهرک های مهاجرنشینِ "یونانی وار" در نقاط حساس ایالت ها را می توان نام برد .
 دشتی که شهر کهن یزد در آن تکوین یافته است ، در فضای دره مانندی میان دو رشته از کوه‌های مرکزی ایران جای دارد . گستره ی این دشت از دامنه های شیرکوه (در جنوب ) آغاز می‌شود و با شیب ملایمی تا کویر سیاه کوه ، (در شمال) بیش از یکصد کیلومتر ادامه می‌یابد . گودی های شمالی دشت ، حوضه ی آبریز جریان های مختلف جلگه ی یزد و نیز بستر خشک یکی از دریاچه های فلات مرکزی است که در روند دگرگونی های آب و هوای این ناحیه ی اقلیمی ، در هزاره های اخیر از میان رفته است . همچنین نشانه های ژئومورفولوژیک و اسناد و روایات تاریخی حاکی از آن است که پیش از دوره های کم باران و خشکسالی در هزاره های اخیر ، نهرها و جویبارها و چشمه‌های متعددی به صورت آبهای سطحی از جنوب به شمال دشت جریان داشته و منشاء پیدایش کانون های تجمع انسانی گردیده که امروز از برخی از آن آب ها ، هنوز اندک مایه ای ، باز مانده است .
صدها رشته قنات کوچک و بزرگ ، طی قرن های متمادی ، اساسی ترین نیاز ساکنان دشت ، یعنی آب را بر آورده است . پژوهشگرانی که درباره ی پیشینه ی پیدایش کاریز در ایران به تحقیق پرداخته‌اند ، هزاره ی سوم پیش از دوره معاصر ، به ویژه دوره هخامنشی را عصر گسترش قنات در سرتاسر ایران می‌دانند  . کاریز های یزد از یک سو بیانگر تلاش شگفت انگیز بشر برای زندگی و سازندگی و از سوی دیگر ، روشن ترین اسناد تاریخ و مدنیت ساکنان این سرزمین و خود نشان دهنده ی حضور انسان آگاه ، در هزاره های اخیر ، در منطقه می باشد .
 عمده ترین شهر های استان یزد : مهریز ، یزد ، رستاق ، میبد  و اردکان ، حول محور ممتدی از جنوب به شمال ، در دشت پهناور یزد پدید آمده اند. بیشترین پدیده های تمدنی قدیم و جدید و بیشترین جمعیت استان در این منطقه استقرار یافته و در عین حال تمام پهنه ی دشت ، طی قرن های متمادی ، عرصه ی بیشترین گزندها و بهره‌برداری بی رویه ، از منابع طبیعی توسط انسان و دام بوده است به گونه ای که موجب تخریب طبیعت و بر هم خوردن تعادل بیولوژیک خاک و در نتیجه تشدید بیابان زایی گشته و اینکه یکی از سخت ترین شرایط آب و هوای کویری بر منطقه حاکم است . از دوره های باستان تا کنون ، یک شاهراه عمده که منطقه ی "مادِ بزرگ" را به کرمان و ایران پیوند میداده ، از میان این دشت می گذرد . از سوی دیگر ، جاده ی باستانی پارس به خراسان ، راه مزبور را قطع می کند و در نتیجه یزد را بر سر یک چهارراهِ قدیم منطقه‌ای قرار می دهد .
یزد به گمانِ قوی در دوره هخامنشیان دارای راه های معتبر و موسسات راهداری و مراکز پستی و چاپاری بوده است ، زیرا علاوه بر راه های شناخته شده ی باستانی ، از روی مدارک قدیم ، راه‌های متروکی را باز یافته اند که در عهد باستان مراکز اقتصادی و فرهنگیِ ایران قدیم را به یزد پیوند می داده است . در دوره های بعد نیز همواره این اهمیت محفوظ مانده ، چنانکه نویسندگانی در سده‌های نخستین اسلامی ، راه های متعددی را منزل به منزل نام برده اند که از یزد می گذشته است . اهمیت راهداری در یزدِ قدیم به اندازه ی بود که سلسله آل مظفر از منصب ِ راهداریِ ناحیه ی میبد به پادشاهی رسیدند .
 
 جغرافیا 
شهرستان یزد در دره‌ای خشک و پهناور بین کوه‌های شیرکوه و خرانق، در ۱۵ درجه و ۵۳ دقیقه تا ۴۰ درجه و ۵۴ دقیقه درازای خاوری و ۴۶ درجه و ۳۱ دقیقه تا ۱۵ درجه و ۳۲ دقیقه پهنای شمالی واقع شده‌است. این شهرستان از سوی شمال به شهرستان‌های میبد و اردکان از خاور به شهرستان‌های اردکان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابرکوه و مهریز محدود می‌شود. میانگین بلندی شهرستان یزد از سطح دریا ۱۲۰۰ متر است.قرار گرفتن در بخش مرکزی فلات ایران در برگیرنده نا مناسب‌ترین عوامل طبیعی چیره بر فلات مرکزی ایران نیز است. بارش اندک همراه با تبخیر شدید، دور بودن از دریا، نزدیکی با کویر خشک و پهناور نمک، رطوبت نسبی کم همراه با گرمای بسیار، از عواملی هستند، که یزد را به گونه یکی از خشک‌ترین مناطق ایران درآورده است. گذشته از آن، در این منطقه نوسان شدید درجه حرارت نیز وجود دارد.
 
جغرافیای تاریخی یزد در دوران پیش از اسلام 
متاسفانه در باره ی جغرافیای تاریخی یزد در دوران قبل از اسلام اطلاعات بسیار اندکی در دست است . منطقه ی یزد را اهل تحقیق در زمره ی سرزمین های دوردست ماد شمرده اند . سرزمینی که در اواسط هزاره ی اول قبل از میلاد در سرنوشت سیاسی اتحادیه ی قبایل ماد سهیم گردید .بدین معنی که پس از غلبه ی هخامنشیان بر ماد ها ، جزو خاک پارس در آمد .
در زمان هخامنشیان ، آبادی نشینان منطقه ی یزد علاوه بر اینکه در مسیر شاهراه کرمان به ری و اصفهان قرار داشته اند ، در گذرگاه راه پارس به خراسان نیز قرار گرفته بودند و به نوعی نقش مرزبانی از مرزهای شرقی پارس و نگهبانی راه های متعددی که به چهار سوی ایران می رفته را ایفا می کرده اند . در دوره ی اشکانیان و در عصر اردوان دوم ، منطقه یزد تحت تصرف خاندان گودرز بوده است که هیرکانیا و کرمان را نیز تحت تصرف خویش داشته اند . غالب متون تاریخی و جغرافیایی در بنیان نهاده شدن شهر توسط ساسانیان اتفاق نظر دارند اما انتساب یکباره ی شهر به شاهان ساسانی خالی از اشکال نیست و بدین ترتیب همه ی مستندات قبل از آن را به باد فراموشی می دهد . انتساب بنای یزد به ساسانیان و فهرست نمودن شهرسازی آنان در این منطقه بی تردید به دل مشغولی شاهان ساسانی در بنا نهادن شهرهای تازه بنیان یا مرمت شهرهای رو به ویرانی باز می گردد و چه بسا که یزد در زمره ی شهرهای دسته ی اخیر بوده باشد . یزد در دوره ی ساسانیان جزو ناحیه ی اصطخر ، از نواحی پنج گانه و معتبر سرزمین فارس بوده است . این نحوه ی استقرار در جغرافیای سیاسی ایران ، حداقل تا پایان دوره ی عباسیان ادامه داشته است .
 
وجـه تسمیه 
واژه ی یزد ، نامی است باستانی که ریشه در "یشت" یا "یزت" و یا "یسن" دارد ، با مفاهیمی چون : ستایش ، نیایش ، پرستش ، ایزد و ... . یکی از فصول پنجگانه ی اوستا هم به یکی از این نام ها یعنی "یشت" خوانده شده است . در منابع تاریخی یزد را "ایساتیس" و "کثه" نیز نامیده اند . اما یزد آخرین نامی است که به ما رسیده و در دوره ی ساسانیان آن را "یزدان" و یا "یزتان" می گفتند که واژه ای مقدس بوده است . در قرن ششم ملک شاه سلجوقی حکومت یزد را به علاالدوله کالنجار واگذار کرد و آن را "دارالعباده" نامید .
 
نــژاد 
مردم استان یزد آریایی نژاد و ایرانی هستند و تا اندازه ای از آمیزش با نژادهای غیر ایرانی مصون مانده اند . از روزگاران باستان و آغاز مدنیت در این منطقه ، مردمانی دیگر در این سرزمین زندگی می کرده اند که با نژادهای اصلی آن در هم آمیخته اند . برخی شواهد حاکی از آن است که از حدود پنج هزار سال قبل از میلاد مردمانی غیر آریایی در استان یزد می زیسته اند و بدون شک بعدها در سرگذشت اجتماعی ، فرهنگی و ترکیب نژادی مهاجران تازه رسیده ی آریایی تاثیر چشمگیری داشته اند . گسترش آریایی ها بر فلات مرکزی ایران از جمله سرزمین یزد که در دل این فلات قرار دارد ، در حدود نیمه ی هزاره ی دوم پیش از میلاد آغاز شده است . در دوره های بعد نیز گروهی از عرب ها ، ترک ها ، مسیحی ها ، کلیمی ها و غیره در این استان زیسته اند . با این توصیف مردم استان یزد را می بایست مردمانی از نژاد اصیل ایرانی به شمار آورد که به مرور با دسته های اندک عرب ، ترک ، مسیحی ، کلیمی و کم و بیش مردمانی دیگر عجین شده اند .
 
 زبــان
گویش یزدی دارای ویژگی های خاصی است که به علت همزیستی درازمدت با زبان دری زرتشتی ، دارای فهرست بلندی از واژگان ، با بار معنایی ، فرهنگی و ساختار آوایی متمایز است . بررسی واژگان اصیل و ریشه دار این گویش همراه با قواعد دستوری آن ، نشانگر آنست که گویش یزدی در خود تعداد بسیاری از واژگان برگرفته از زبان های کهن همچون زبان سانسکریت ، فارسی باستان ، زبان اوستایی و دیگر زبان ها را دارد . بسیاری از سالخوردگان شهر یزد هنوز هم با گویش یزدی اصیل صحبت می کنند .